شماره پست ها را دنبال کنید...3

یک اتفاق باعث شد که کمی از خودم بترسم!!

نه برای تحت تاثیر قرار گرفتن نه! که شکر خدا کتابخانه معنوی زندگیم پر از حضور

آقای همسر و دوستانیست که کمکی هستند برای فکرم

و

 از همه مهمتر خدا

حسبی الله

 

 

که ظرفیت بی مقدار من را می داند و بیش از این تکلیفی برایم قائل نشده

برای همین ترسم از کامل ندانستن و نتوانستن دفاع است

وقتی یک عکس ساده را می بینم که یک دست آویز یک گروه میشود که اگر اگر

طرفدارانش عقل را محور نقد و نظرشان کنند اصلا نیازی به دلواپسی نمی ماند..

اما دریغ

نمی دونم چون خودم محور زندگی و انسان بودنم کمی فکر است، این طور شوکه

شده ام که این هجمه عظیم و جریان های زشت و زننده برای زیر سوال بردن

یک موضوعی است که عقل پیش پا افتاده ام به بودنش فریاد است

فریاد

...

فریاد سکوت من خاموش جواب است...

 

قابل خودمم بس که منحنی شده ام


من شنیدنی امروز دیدنی شده ام


منی که با همه تردید باورم شده بود


خلاف شاعری ام آدم آهنی شده ام


منی که با من خود نیز ناتنی است هنوز


منی که با من گم کرده ام تنی شده ام


منی که پلک گشودم به نوراز ظلمات


برای چشم خودم طرح دشمنی شده ام


چه ناگهان و چه بی گاه تلختان نکنم


گمان کنید گرفتار کودنی شده ام


وهیچ چیز به جز حیرتم به حافظه نیست


قبول می کنم آری نگفتنی شده ام


عبور کرده ام ازعمق روزنی که نبود


و باز متهم نشر روشنی شده ام


اگر چه منحنی خواستگاه خویشتنم


تو فکر کن که مجاب فروتنی شده ام


چه فرق ؟ شعرخروشی است درنهاد سکوت


که (منزوی) به من آموخت (بهمنی) شده ام

 

 

 

 

 

حسبی الله

/ 0 نظر / 25 بازدید