وقتی مادر می شوی...

 

 

وقتی مادر میشی دنیا کوچیک میشه ...
اینقدر کوچیک که هیچ کس
غیر از خودت این دنیا رو نمیبینه .
دنیات میشه ماشینهای اسباب بازی...
دنیات میشه رنگها ...
دنیات میشه عروسک....
با کودک شیر میخوری ...
با کودکت چهار دست وپا میری ..
با کودکت رشد میکنی ..
بزرگ میشی ..
اینقد بزرگ که
همه میفهن مادری ...
یهویی کوه میشی .توانت میشه ۱۰۰ برابر .دیگه
مریض نمیشی ..دیگه نمی نالی
وقتی مادر میشی حتی دیگه از سوسک هم نمیترسی .
وقتی مادرمیشی دنیات میشه تغذیه و آموزش و پرورش !
دیگه وقت نداری یه صبح تا شب بری خرید واسه یه مانتو ...وقتت
میشه طلای ۱۰۰۰ عیار !
نایاب نایاب ....وقتت میشه کودکت ...
حالا کوه شدی اون میخواد ازت بره بالا ! قدرتمند میشی ...
ولی بازم
دنیات کوچیکه...دنیات اندازه دل کودکته !!!
خدا رو شکر میکنم که من یک مادرم

 

 

 

چندی حرف:

۱. استاد جون مدرسه جات خالیه، حرفام میاد پیشم، نیستی میره توی پستوی دلم

استاد جونم ساده که می شویم مثل تو میشویم..... 

وبلاگ استاد جون

قدمگــــــــــــــــــــــــــاه

۲. یک آشنای جدیدی به وبلاگ بنده اومدن و در قسمت نظرات فرمودند: 

نظر فراموش نشود ..

من در قسمت راست وبلاگ توضیح دادم و خواننده های قدیمی وبلاگ میدونن نمیتونم 

نظر بذارم و اگر قلم وبلاگی قوی باشد ، لینکش میکنم و در پست هایم تبلیغ آن را.

معذور بدارید..

۳. عسل بانو جان : خیلی دعات میکنم خیلی

/ 8 نظر / 42 بازدید
آلیس

سلام خیلی زیباست این حالت اوج عظمت خدا رو میشه آدم در کودکی خودش ببینه ولی چون اون موقع حافظۀ پایدار نداره یادش نمیمونه که چه حسهایی داشت و چه جوری رشد کرد. مادر که میشی میتونی دوباره همۀ این حسهای قشنگ رو تجربه کنی دنیای کودک کوچیک نیست، خیلی بزرگتر از دنیای ماست خیلی! خوش به حالتون واقعا، ایشالا هزار سال مامان باشین و نوه هاتونم ببینین.[لبخند]

عسل بانو

عزیزمی آیه جون. عزیزمی[بغل]

فاطمه فاطمی

شما لطف دارید مامان مهربان! اگه بدونید چه قدر منو خوشحال کردید! :) این شمایید که قشنگ میخونید وگرنه نوشته های من هنوز خیلی ابتدایی و ساده ان. خوشحال میشم دعا کنید برامون... اونجا هم بام تهرانه. توچال البته اون من نیستم. خواهرمه! من عکس رو انداختم!!!! :)

چشم براه

هنوز تجربه درک این حس قشنگ رو ندارم ولی زیباولطیف بود...البته فکرمیکنم توصیف مادربودن انقدرراحت توی کلمات نمی گنجه!..خدابه همه ماماناسلامتی بده،واقعانعمت های بزرگ ودوست داشتنی ای هستند. خدااستادجانتون روهم حفظ کنه انشاالله،من هم توفیق شاگردیشون روداشتم،الحمدلله،چیزهای خوبی ازشون بیادگاردارم! این جمله اش به دل میشینه،بااینکه کمی حس غربت به ادم میده،ولی ته ته دل خیال ادموراحت میکنه که تنهایی برات معنی نداره چون کسی رو"همیشه" داری؛الهی وربی من لی غیرک... یاعلی

مامان شهاب

سلام دوست خوبم هستم ولیموفق نمی شم آپ بذارم نمی دونم چرا ؟[دلشکسته][دلشکسته]

نرگس

????فقط خوندی چند ثانیه فکر کن?? ??دانشجویی میگفت : ?? یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید هرکس بعد از یکدقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است?? ?? مسابقه شر وع و بعداز یکدقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم.?? ?? سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت :من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چراکه قرار بود بعداز یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد.!?? ?? ما انسانها دراین جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده.?? ?? قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم.?? ?? میتوانیم باهم بخوریم.باهم رانندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم…?? ?? پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟

رقیه

سلام بزرگوار خیلی زیبا و لطیف توصیف کردید حس مادربودن رو. البته من این حس رو تجربه نکردم و بیشتر از اینکه به ازدواج فکر کنم به داشتن یه بچه ناز و معصوم دوست داشتنی میاندیشم. و از خدا میخوام هر چه زودتر عمه شم تا یه بچه کوچولوی ناز کانون گرم خانواده ما رو گرمتر کنه... انشالله شما و فرزندتون صدسال در کنار هم با شادی و سلامتی زندگی کنید. راستی آسمان جان قلم ما اینقدر خوب نیست که ما رو لینک کنید؟؟؟؟؟؟

رهگذر

سلام ... دوباره مبهوت عکس ها می شوم ، اول و بعد تر مجذوب جمله های کوتاهی که با همین قوراه قد می کشند تا ته چشم هایم دلم که تنگ می شود ، می آیم این جا تا یادم نرود گاهی آسمان را نگاه کنم ! آسمان این شهر گاهی بد بخیل می شود ، غضب کرده انگار ! به صفای مادرانه ات که خیلی آسمانی است سوگند ، من استاد نیستم !!! ارادتمندی در همین حوالی و البته دست به دعا نه گاهی که به ذکر خیر آسمان دلت آسمانی باد هم به بارن و هم به آفتاب ...