مدرسه

 

دوتا اتفاق در مدرسه افتاده که از اول ماه مبارک میخوام بگم یادم میره!!!!!

اول اینکه

ما هفته اول ماه مبارک رفتیم نماز در خیابان کشور دوست..............


وقتی تو با منی

گویی وجود من

شکر آخرین نگاه تو را نوش می کند....

دوم اینکه

دکتر دوایی تا الان، سه جلسه هست اومدن مدرسه برای سخنرانی و یک جورایی

کلاس برای کادر مجتمع...

خیلی خیلی خوب بود...

آپلود صداشو نمی دونم چطور بذارم ... در اولین فرصت می ذارم تا گوش بدید..

و یک اتفاق،نهایت وجود من در مدرسه، در این سال تحصیلی:

قرار بود فقط فرهنگی باشم... اما الان کار های سمعی بصری هم دارم انجام میدم!

فقط فیلم را کانورت نکرده بودم که اونم دیروز انجام شد!!!!!!!!!!!

فقط مونده کلیپ بسازم!!!!

الان اتاق فرمان را با درصد 70 یاد گرفتم... فقط خطاها مونده که اگه منم، کاملا یاد

میگیرم!!!!!!!

راستی چند تا عکس از دکور نیمه شعبانی که در مدرسه زدم، البته با هم فکری معلم

هنر مدرسه گذاشتم... بامزه است.. دست ایشون درد نکنه که با پاستل آموس

کلی کولاک کردن....


 

 

 

 

 

/ 2 نظر / 27 بازدید
علمدار

سلام... آخ که چقدر دلم هوای مدرسه رو کرده...وقتی مدرسه ای و کارها بهت فشار میاره راحت میگی از سال بعد دیگه نمیام اما وقتی مطمئن میشی دیگه نمی خوای بیای دلت می ترکه...کار آرشیو پروژه ها منو یاد تک تک لحظه های پارسال می ندازه...دلم نمیاد تمومش کنم...