متاسفم.... کلاغ جان

هر شب کتاب میخونم و بعد میخوابم

یک عادت که باید انجام شه

البته روحیه روشنفکری  ندارم که این را پز بدونم

اگر کتاب نخونم ذهنم آروم نمیشه

فکرو خیال هام پاک نمیشه و از پس مشکلات ریزو درشتم بر نمیام

این یک مقدمه بود.....

دیشب مثل هر شب در حال خوندن کتاب بودم

ساعت حدود یک نیمه شب بود و ......

صدای بدی از کوچه میومد

صدای عجیب یک حیوون که زجه میزد

ببینید مفهوم زجه معلومه، درد کشیدن قابل لمسه

صدایی که میومد صدای کلاغ بود که عجیب در حال جون کندن بود

صدا در یک مسیری از اول کوچه تا ته کوچه راه میرفت و دور میشد

..... در تمام طول مدتی که صدای ناهنجار و زجه می اومد ، با خودم میگفتم :::

چطور کمکش کنم؟!!!!!

من میترسیدم، زشته اعترافش، اما از دزد ها، متجاوزین، معتادین به مواد روانگردان،

آدم های بیمار روانی، آدم های نامتعادل می ترسم

ترسم هم بخاطر اینه که میدونم چقدر میتونن پست و کثیف باشند

همین چند مدت قبل بود که پسر یک نفر را فهمیدیم مدتها مورد تحاوز مربیش قرار

میگرفته و خانواده اش بعد از انتقالش  به بیمارستان فهمیده اند

همین دو سال پیش بود که مامان با گریه به من زنگ زد که خودمو برسونم خونشون

چون یک احمق بی خدا، موقعی که بابا در حال قفل کردن ماشینش بوده سوییچ بابا

را ازش میخواد و بابا تعجب کرده بود و اون هم گردنشو به اندازه ۱۵ سانت بریده بود..

اون روانگردان مصرف کرده بود، یک جوان 20 ساله...

و وقتی من رسیدم که بابا را برده بودند بیمارستان و از دم خونشون تا فاصله

۷ الی ۸ متری خیابون فقط خون ریخته بود، که وقتی لباس هاشو بعد ترخیصش از

بیمارستان در حمام آب میکشیدم تمام حمام خونی بود و بوی خون میداد...

 همین ۸ سال پیش بود که تلویزیون نشون داد پدری بخاطر مصرف روانگردان گردن

پسر ۳ ، ۴ سالشو بریده....

آره، من میترسم، ذات بعضی ها پلید شده، انجام بی حرمتیا راحت شده قبح گناه

ریخته، چشم هامون بدجور داره به خاکستری ها عادت میکنه پس.....

کلاغ جان ببخش، من میترسم..

نمیدونم اگر در مقام دفاع از حرمت هام باشم هم میترسم

یا مثل همه زنهای کشور در لحظه های باید ، سپری هستم به محکمی ایمانم

کلاغ جان، تمام روح ام از صدایت درد گرفت که لحظه های حساس حضورم هم

خواهم ترسید؟!!!!!

کلاغ جان متاسفم....

ساعت نیمه شب برای من مصداق این جمله است::::

هیس ، دخترها فریاد نمیزنند .........

اما می دونم

لاخوف علیهم و لاهم یحزنون

                                                                   

                                                                             خوب می دونم

 

 

( متاسفم که ویرایش نمی کنم اگر بخوانم برای ویرایش حتما پاکش می کنم!!!)

/ 0 نظر / 28 بازدید