من تمام استخوان بودنم.. لحظه های ساده سرودنم . درد می کند

 

 

یک قبله رو به تو

یک شاخه رازقی به جای مُهر

و اقتدا به حضورت

شاید مستجاب شود دعایم و  بیایی

خنده هایم بدون تو درد می کند

(عسل بانو)

 

و...

و...

از رفتنت دهانِ همه باز...

انگار گفته بودند:

پرواز !

پرواز !


(عکس های قطعه شهدای جمعه پیش....)


 

 

تا نسوزم

تا نسوزانم

تا مبادا بی هوا خاموش...

پس چگونه

بی امان روشن نگه دارم

سالها این پاره آتش را

در کف دستم؟

تا بدانم همچنان هستم .....

 


(عکس های مخصوص آیه... آقای همسر انداختند)

 

سه روش یک وبلاگ یک قلم

برای سال تحصیلی آینده دعایم کنید...

در پست بعد می گویم...

فعلا

فقط دعا..

بی بهانه...

/ 6 نظر / 49 بازدید
فروغ

هیچ کدوم از عکسها باز نمیشه

ما(من و گاهی بابا)

سلام خوبین ؟ زیارت قبور شهدا تون قبول دعاگوییم

نور

سلام نمیدانم چه میخواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است در تنگ قفس باز است وافسوس که بال مرغ آوازم شکسته است نمیدانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم میگدازد خیال نا شناسی آشنا تر گهی میسوزدم گه مینوازد التماس دعا!دلم خیلی تنگ است

علمدار

من تمام استخوان بودنم.. لحظه های ساده سرودنم . درد می کند.......... خیلی برام دعا کن سمانه...

زهرا

اینجا که آمدم دلتنگ بودم، گریستم، حال که می روم شادم. ممنون دوست ندیده و نشناخته