آرام بخوان ترانه ی دوست

آشفته سریم شانه ی دوست کجاست 

دیوان پر از ترانه ی دوست کجاست

ای کاش که شاعری در این شهر غریب 

می گفت به ما که خانه ی دوست کجاست 

پاسخ:

آشفته بگیر شانه ی دوست 

آرام بخوان ترانه ی  دوست 

گر قلب تو می تپد ز یک عشق

پس سینه ی توست خانه ی دوست 

 

 

«« حدود ۱۷ سال پیش ، یک شاعر ی برایمان گفت که شعر اول را استادش خواندن 

و او در جوابش شعر پایین را سروده، نمی دانم چرا یک بار خواند حفظ شدم ، و همیشه 

کنار روزمرگیم ماند»»

 

 

این پست پایین که آدرسش را گذاشتم بعد از تغییر و تحول در متن بروز رسانی شد...:::

خوندنش بد نیست، اگر وقتتونو میگیره حلال کنید.. کمی حرفه دله

این پست را بخوانید

/ 1 نظر / 463 بازدید
چشم براه

پس سینه توست خانه دوست... چقدر زیبا...