نمی دونم این روزها چه اتفاقی برام افتاده!!!

آدم قبل نیستم... انگار تازه فهمیدم دور و اطرافم چه خبره..

انگار وقتی مستقیم نگاه نمی کنم برای همه مسجل شده که من نمی فهمم!!

انگار دوره دوره سوء استفاده هاست!!

از مهربونی و گذشتت سوء استفاده می کنن... از حرمت گذاری هات می گذرند ..

انگاری تو وظیفه ات هست خوب باشی ...

وقتی با لبخند یک اتفاق بد را تعریف می کنی به عقلت شک می کنن!!

وقتی گذشتتو می بینن و آروم از کنارت رد میشن .. خودتم می مونی که چی درسته و

چی غلطه!!

به قول یک انسانی کار من و ما شده عرضه به ائمه علیهم السلام...

بی منت... بی حرف..

وقتی دلت می شه صندوقچه همه دردو دلای اطرافیان ولی اونا حرمت یک دردو دل

ساده ات را نگه نمی دارند و جار می زنن ........

تو فقط با شگفتی این مخلوق دو پای خدا را نگاه می کنی و ....

وقتی به یکی اعتماد می کنی... بزرگش میکنی... بالا... اون بالا بالاها میبریش...

مقدسش می دونی و اون همه باورهاتو بهم میریزه و تو نمی دونی اشکال از کجاست..

همه روزها و شبهاتو این شبهه میگیره که .... من مقصرم یا روزگار روزگاره بدی شده..

................

به قول دوستی

باید زلال بود... عین رودخانه که از زلال بودن، سنگ های کف آن پیداست!

اما

اما

زلال که باشی از کف وجودت سنگ ها رو بر می دارن و پرت می کنن سمتت!!!!!!

...

پسرم پرسید چرا یه وقتایی از کنار چشمت اشک میاد!!! چشمت مریضه؟

و من در کمال صداقت گفتم دلم زخمیه!!!

بوسم کرد و گفت خدا خوبش می کنه....

بهش گفتم خدا داره خوبش می کنه که گاهی، یه وقتایی

                                                و فقط یک قطره اشک میاد..

.....


و دلم به نور لطفش روشن است... همیشه


الهی و ربی من لی غیرک

/ 4 نظر / 8 بازدید
عسل بانو

نگرانت شدم[نگران]

ما من و گاهی بابا

خیلی روزگاااار بدیه خوش به حالت که پسر مهربونی داری

قفس ویران

سلام به روز هستم با طرحی جدید درباره حماسه سیاسی حماسه اقتصادی [گل]

چادرم پرچم من

با سلام. یک ماه اخیر مشغله هایم فراوان بود و حضورم در فضای مجازی بسیار کم؛ متاسفانه دفعاتی، وبلاگ توسط فرد یا افرادی ناشناس به روز شد؛ امیدوارم تحرک نا به جایی صورت نگرفته باشد. بحمدلله اکنون مشکل مرتفع شده. ولعاقبه للمتقین...