شماره های پست را دنبال کنید ... 2

از بس کار هست...

که همه من می شود برای بچه هام، حجم کار بعد ماه مبارک اونقدر زیاد شد که

تقریبا هر روز مدرسه بودم...

بازی کردن من با پسرها به درصد 20 رسید..

و همه من، فقط از این ناراحت بود..

روزهایی بود که همه شرایط روحی و محتوایی آپدیت وبلاگ فراهم بود اما چون ساعت ها

پای کامپیوتر و لپ تاپ بودم، نمی توانستم دیگر حتی نگاهی هم به وبلاگ بکنم!

خیلی سخت بود و هست اما : ام م م م م

یه چیزی این بین منو نگه داشت.. نمی گم مالی که خدایی اگر ترزیق های مالی

آقای همسر نباشه همه حقوق من فقط میره برای مهد کودک و قسط و

هزینه رفت و آمد!!!

یه چیز دیگه هست که بچه هارا هم راضی نگه داشته.. و میدونم روزی حس کنم

فقط برای بچه هام کم شده همه چی، من دیگه مدرسه نیستم....

 

 

تابستون سختی بود برای بچه هام.... نمی دونم چرا! البته شایدم برای من سخت بود و

فکر می کردم برای اونا هم سخته!! نمی دونم

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 1 نظر / 54 بازدید
عسل بانو

وای آیه. عکس آخری. دیوونم کرد. بوی خوش پودر بچه رو حس کردم. کار که همیشه هست. اینجا هم همیشه باش[ماچ]