این غرور و عشق و مستی ... از تو دارم از تو دارم
شما می گویید ()

از همون پدری که چندتا پست قبل ذکر و خیرش بود، یادگرفتم که به شدت به علایق دیگران احترام بذارم..

پس کاری ندارم الان که تو ..شما یا هر کی این متن را میخواند از ساسی مانکن خوشش میاد...

یا مرلین منسون را دوست داره...

یا دلش میخواد فقط ترانه های محسن چاوشی و رضا صادقی و مازیار فلاحی به گوشش برسه...

دوست داره وسط خیابون داد بزنه.. میخواد گیتار بزنه یا سنتور...

از شجریان ، افتخاری، فرها د و ... خوشش میاد یا دوست داره مداحی کریمی را گوش کنه یا خلج

ویا هلالی و یا.. ذاکر را ....

... و یا مثل چند وبلاگی که به من لینک دادن دوستان و من رفتم دیدم ... به شدت از شاهین نجفی خوششون میادو

کلی هم از آهنگ آخرش که سرو صدا کرده دفاع کرده اند...

به هیچی کار ندارم... هیچی...

اینو گفتم که اگر چشم هایی این متن را دید براش عجیب و مسخره نباشه که بشدت

از علایق و مقدساتم دفاع میکنم... نه دفاع لفظی نه..

بلکه حرمت دوستی و نون نمک آشنایی را میخوام بکشم وسط و بگم.. این دست باور ها

و عشق ها برای امثال من خیلی قشنگه...

بازم کاری ندارم که این اواخر همه یادشون افتاده بحرینی هم هست و

دم از دفاع از مردم بحرین میزنن و من یادمه دوره دبیرستان کلی مقاله خوندم که آی مردم...

بحرین شیعه نشینه و تحت فشار!! به فریاد برسید...

 کاری ندارم که الان ده ساله خبر دارم شیعیان هندوستان توی چه مشقتی زندگی میکنند..

در حد کشتار شیعیان هند...

کاری ندارم که یا از این ور بوم میوفتیم یا از اونور بوم...

کاری ندارم که وقتی پای دین و حلال حروم میاد وسط یادمون میره من که دارم داعیه دین داری

 سر میدم یه جورایی الگو حساب میشمو یه کمی ظاهر ادبو حفظ کنم بد نیست...

کاری ندارم که به جای جذب درست _اونطور که استاد عزیزم مطهری گفته_ داریم همه را دفع میکنیم..

کاری ندارم که همه اینایی که گفتم درد شده توی دل منو امثال من...

که وقتی چادر سرمونه انگار از کره مریخ اومدیم... و تا یه لبخند مهمون چهرمون میشه ..

_بدون توجه به ظاهر طرف مقابلمون_ اگر اونجوری نباشیم که طرف مقابل هست!!

طور بدی با بچه هامون  برخورد میکنن که دلمون میشکنه برای هر چی لبخند زدن به مردمه..

وقتی همه را ، من بنده خدا میدونم و اون نمی بینه ... و صدمشو بچه هام میبینن ... بغض میشم ...درد میشم..

وقتی از کنارم رد میشه و من با محبت بچه اش را نگاه میکنم ... و اون به من و دو محمد نگاه میکنه و میگه ... ریشه شما

ریشه مملکت را سوزوند و من فقط میسوزم ... که چرا؟؟؟

اما آیا من مقصر هستم که هیچی جای خودش نیست؟  به هیچی کار ندارم ....

به هیچ دردی اجازه نمی دم توی دلم جای باور ها و محبت هامو به بنده های خدا بگیره...

فقط ... این دوست داشتنمه... مال بچه هامه که دارم براشون حفظ میکنم. شاید به چشم خیلی ها نیاد اما....

اما...

یه چیز با ارزشی از هفتاد سال پیش تا حالا بین فامیلمان ماندگار شده.. یک عتیقه.. یه گنج.. که فقط من انگار طالبش بودم!!

پنجاه سال پیش برای این گنج یک کیسه دوخته شد... قبلش انگاری در یه جای دیگه بوده...

الان دست منه... تربت کربلای هفتاد سال یا هشتاد سال.... نمی دونم چند سال پیش...

یه بوی خاکی داره ... یه بویی... فقط وقتی دلم از همه آدم های بی معرفت میگیره

یک نفس عمیق... کافیه.. برای یک دوره طولانی زندگی کردن...

 

                    در وصف تو از ازل کم آورده دلم

                                       اندازه صد غزل کم آورده دلم

                    در عشق تو ماهی نحیفی هستم

                           دریایی تو...

                                      بغل کم اورده دلم




:: برچسب‌ها:
نویسنده : آیه
تاریخ : پنجشنبه ۱۳٩۱/۳/٢٥
زمان : ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


دریافت کد نوای مذهبی
دانلود این نوا