آغازی از قشنگ ترین شعر بی بیان
شما می گویید ()


 

پسر کوچولوم این شعر را میخونه:

من استراتژیستم توتصمیم سازی! بیستم 

باهوش و تیز بینم من در خدمت دینم من!!!

و وقتی از دستم ناراحت میشه میگه:

تو تصمیم سازی چهارم!!!!!!!!!!!!

                    تحت تاثیر قرار گرفتم!!!!!!!!

و پسر بزرگم داشت مردان سیاه پوش ۳ میدید!! یهش میگم این خانمه

چادر نداره، شاااااید منم بتونم چادر سر نکنم! نمیدونم چرا بعضی ها

سر میکنن و بعضی ها مثل این خانم اصلا هیچی روی موهاشون نیست

گفت:

« تو سرت کن، این خانمه فقط نداره همه دارن»

من میخواستم بفرستمش به مسیر شناخت ادیان! اما با جوابش ساکت شدم.......

 

بخوانید لطفا 

««««»»»»

و

 

در اضطراب سرخوش یک حس ناگهان

او از سفـر رسید همان خـوب مهربـان

 

پرتـاب شد دوباره میان من و دلش

آغازی از قشنگ ترین شعر بی بیان:

 

سارا برقص گریه مکن فصل فصل توست

فصل پلنگ و ماه و عطش، ...

          ترمه و کتان

  

سـارا سفر تمـام مـرا پیـر کـرده اسـت

از منزوی و حافظ و سیمین غزل بخوان

 

بعد از چه قدر دوری و آن سالهای درد

بـاور کنم رسیـده به هـم دستهایـمان

 

 

شهر از کلاغ ها شده غوغا که آمدی

حالا خبر رسیده به هر جا مَرو بمـان

 

وا میکنم تمام غمم را برای تو

با استکان چایی و آوازی از بنان


باران چشمهای تو فریاد میزننـد

اندوه سالهای غم انگیز آن زمان

 

 

بر شانه ام تکیه بزن تا که گل کند!

ای وسعت نگاه تو آشوب بی کران

 

بـاران سرد سـوم آبـان و چشم مـان

غرق اند در نگاه هم و تو که هم چنان ...

 

 

مثل پرندها که پر از کوچ دیگری است

گم میشـود تمـام تـو در حجم آسمـان


او میرود رُمـان تو پایان گرفتـه است

در اضطراب سرخوش آن حس ناگهان





:: برچسب‌ها:
نویسنده : آیه
تاریخ : دوشنبه ۱۳٩٢/۱٠/۱٦
زمان : ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


دریافت کد نوای مذهبی
دانلود این نوا